بازار ارز و طلا اینروزها هم دوران طلایی خود را طی می کند و هم دوران رکود و تاریکی را . زندگی ما مردم ایران در چنان پیچیدگی با این دو عامل خوشبختی یا بدبختی گره خورده است که امروز و فردایمان دیگر در دستهایمان نیست و خود تصمیم گیر شقاوت و یا سعادت خود نیبستم و این دلالان آشکار و پنهان دلار هستند که امید و ناامیدی را در رگ و پی مان تزریق می کنند .بازاری بسیار سست پایه که دائما بنای قیمت هایش در حال صعود است و ما ملت توجهی نداریم که اگر یکبار دیگر جریان "پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران در سالهای قبل تکرار شود و بناگاه سیر صعودی این بناها روند معکوس بخود بگیرد تنها وراث صاحبان سرمایه و بیمارستانهای درجه یک تهران و شهرستانهاهستند که جیب ها و صندوق هایشان به طرفه عینی پر و پیمان خواهد شد .
فضای ذهنی مردم امروز تداعی کننده چند موضوع است:
- نوعی بلاتکلیفی در سرمایه های کم و زیاد مردم که می تواند یک شبه چند برابر شود و یا ارزشی بیش از یک پول سیاه نداشته باشد.پاشنه آَشیل دولت دوازدهم که می تواند سبد آرای اعتدالیون و اصلاح طلبان حامیش را به مرز سقوط و حذف از صحنه انتخابات های سالهای آتی بکشاند.
2- نوعی رها شدگی اقتصاد توسط دولت .در این باره نیز هرکس به ظن و گمان خود برداشتی متفاوت می دهد . یکی آنرا ناشی از بی عرضه گی دولتمردان در کنترل بازار و معیشت مردم تلقی کرده و به وسع و میزان توانشان در کمپین های "ما پشیمانیم " ناراحتی خود را از انتخاب مجدد حسن روحانی برای دور دوم علیرغم دیدن ناتوانیش در دور اول اعلام می کنند و عده ایی هم که منتقد روحانی بوده و هستند و به جریان قیب روحانی رای داده اند خود و سرمایه هایشان را قربانیان می دانند که به "گناه ناکرده" باید تاوان سیاست هایی را بدهند که در آن دخیل نیوده و اگاهانه مجبور به پذیرش شرایط و ریسک های اقتصادی – اجتماعی دولت اعتدالیون بوده و هستند.
3- عده ایی هم در میان که کم هم نیستند کشور و انقلاب را سفره ایی می بینند که منابع و سرمایه های ملی کشور در آن قرار داده شده و اقشاری از مردم هم در حال برداشتن سهم خود از سفره انقلاب و کشور هستند و تنها ایشانند که جا مانده اند لذا آنان نیز به سرعت تلاش می کنند تا از منافع این سفره سهمی هم برای خود بردارند . البته بقولی این "دومینوی" اجتماعی انحراف و فساد، در حالی در جامعه رشد می کند که هرکسی برای اینکه در سر این سفره بنشیند به دلیل تقاوت در جایگاه و توان اقتصادی خویش مجبور است استراتژیهای مختلفی را برای وصول به "ویژ خواری و رانت خواری "از این سفره اتخاذ کند اما همه این استراتژیها در یک چیز معمولا به اشتراک در زبان می رسند و آن "رشد رشوه خواری در میان اقشار مختلف مردم است آنگونه که چنان قبح این موضوع ریزش خواهد کرد که تمام جامعه را فرا خواهد گرفت و این اوج خطر در زمانی است که دشمنان کشور و خصوصا آمریکا و بویژه دونالد ترامپ در پی فشارهای تحریمی – اقتصادی بر ایران هستند وگرنه کیست که نداند آمریکا با میلیاردها دلار هزینه و بدهی توان یک جنگ گسترده و خطرناک خصوصا با ایران را ندارد و بقول مسئولان آمریکایی " اصلیترین ابزار آمریکا در این حوزه، «القای ترس» است که رهبر عالی ایران براحتی آن را نقش بر آب میکند و اینکه هرج و مرج در ایران به عنوان اصلیترین منبع تامین انرژی جهان (در مجموع نفت و گاز)، نهتنها بر حوزه انرژی جهان تاثیر خواهد گذاشت، بلکه با نشت هرج و مرج ناشی از شکست ایران به ترکیه به عنوان مثال
متحد آمریکا در ناتو)، کویت، عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس (به عنوان همپیمانان انرژی آمریکا) و افغانستان و پاکستان (به عنوان کشورهای با پتانسیل بالای تروریسم) منافع آمریکا آسیب خواهد دید.تجربه جنگهای نیابتی در منطقه که از آن با عنوان «Proxy War» یاد میشود، نظیر جنگ ۳۳ روزه، ۲۲ روزه، ۵۰ روزه و ۸ روزه و همچنین جنگ با داعش که در طول چند سال گذشته همواره مورد حمایت مالی و لجستیکی آمریکا بوده است، اثبات کرد قدرت نظامی ایالات متحده در واقعیت، با آنچه در فیلمهای هالیوودی نمایش داده میشود، فاصله قابل توجهی دارد! آنچه مد نظر نگارنده است به هیچ عنوان دفاع از گزینه جنگ نیست اما آنچه از بررسی اسناد اتاقهای فکر آمریکایی قابل دریافت است، تصدیق میکند گزینه نظامی نه مطلوب آمریکاست و نه شدنی؛ تنها مزیت مطرح کردن آن، استفاده از حربه ترس برای تقویت گروههای فشار غربگرا در داخل ایران و امتیازگیری سر بزنگاه است. (1)
4- دولت دهان و لب در سخنوری و ناتوان در حرمت و عمل ، این سخن بسیاری از کاربران فضای مجازی است که در سایت ها مشاهده می شود به این معنی که دولت حسن روحانی فقط دولت حرف و سخن است و هیچ اقدام و برنامه عملی برای خروج کشور از این بن بست ندارد و بیشتر بدنبال فرافکنی و وقت کشی برای انحراف افکار عمومی است و ملت شای بهترین لقب را به دولت داده اند و همین شعار هم می تواند موجبات ناامیدی هرچه بیشتر ملت را درپذیرش مقبولیت و در نهایت در مشروعیت دولت حسن روحانی در پی داشته باشد.
5- در بی برنامه گی و ناتوان بودن دولت برخی اصلاح طلبان نیز فرصت را برای عقده گشایی مناسب دیده و آرزوهای خود را در قالب واقعیت های اجتماعی و با عنوان آماده بودن بستر شورش های بزرگتر بر زبان آورده اند .علیرضا علویتبار فعال اصلاحطلب و از تئوریسینهای جریان سیاسی خاص به تازگی در بخشی از مصاحبه خود با خبرگزاری دولتی ایرنا در مورد چیزی به نام «ریشههای اجتماعی ناآرامیهای دی ماه 1396» گفت: این اعتراضها را لزوما نمیتوان به طبقات پایین جامعه نسبت داد؛ ویژگی غالب فعالان این اعتراضها، جوان بودن آنهاست (ظاهرا 75 درصد آنها زیر 30 سال سن داشته اند) پیام اصلی این اعتراضها این است که «ادراک و احساس تحقیر و یاس» در بخش قابل ملاحظهای از جامعه «انباشته» شده و آماده است تا به «خشم، تهور و شورش» تبدیل شود.«انباشت تحقیر و یاس» یک شبه و یک باره پدید نیامده استهرحال پیام این اعتراضها آمادگی جامعه برای بروز اقدامات خشم آلود است؛ نباید اشتباه کردبه نظرم مهمترین عوامل تبیین کننده این وقایع عبارتند از کاهش شدید حقانیت و اعتماد به حکومت در جامعه، نفی عملی امکان ایجاد تغییر از طریق انتخابات توسط کلیت حاکمیت، فساد، تبعیض و خاصه بخشی فراگیر، تشدید تعارضات درون حاکمیتی و ناتوانی حاکمیت در ایجاد همبستگی و اجماع درونی، تخریب هدفمند دولت و خط مشی هایش توسط مخالفان، ناتوانی بخشهای مهمی از دولت در اجرای کارآمد و اقناع افکار عمومی، طراحی و زمینه سازی رقیبان منطقهای و سلطهجویان جهانی و همراهی مخالفان خارج نشین با آنها و انفصال و ضعف سازمانی جریانهای سیاسی داخلی. (2) این سخنان نشان می دهد که اصلاح طلبان برانداز نیز همچنان در هوای 78 و 88 و البته با تجربه و پیچیدگی های بیشتر تنفس می کنند و در فضای اقتصاد چالشی امروز بر دل نگرانی مردم دامن می زنند.
در مجموع در وضعیتی که دولتی ها برای اجرای سریالی برجام های منطقه ایی و جهانی دارند در بوجود آوردن آن اصلی ترین نقش را بر عهده داشتند فتنه گران بر اندازان و اراذل و اوباش خیابانی و سیاسی که دستی هم در جنایات سلطنت طلبان رژیم ستم شاهی دارند بدشان نمی آید از این آب گل آلود ماهی های خود را شکار کنند .ببینید آش چقدر شور شده است که ربع پهلوی از هم اینک پیام های شاهنشاه گونه در فضای مجازی به ملت ایران می دهد و منافقین به حرکت در امده اند غافل از اینکه بازی کردن در زمین ترامپ تاجر پیشه از یک طرف و سوابق عملکردی ترامپ و آمریکا در کشورهای اطراف ایران جز خسران و نوعی بازی سیاسی و تیر انداختن در تاریکی عایدی دیگری برایشان نداردجز دوشیدن گاوان شیرده منطقه و کسب پول و در امد ناچیز برای خود و اعوان و انصارشان است
والسلام
منبع : حامیان ولایت



